تبليغاتX
شهر مظلومم ایلام تو را من دوست می دارم
  

ار خسرو بووم ده س وه جامه وه ..................... اروام گل مه خوه و ایلامه وه

 
 

.: فهرست اصلي  :.

.: آرشيو موضوعي  :.

.: آرشيو مطالب :.

.: نويسندگان :.

.: كدهاي جانبي :.

Map IP Address

.: طراح قالب :.

Gomnam
Powered By
BLOGFA.COM

 

 

مصلای شهر ایلام!

 
   

مدتها بود مي خواستم بنويسم از دردي كهنه اما انگار بايد بيشتر مطمئن مي شدم تا قلمم تواناتر باشد و امروز شايد‌ آن روز باشد، شايد!

تقريباً همه شهروندان ايلام كه سري بر آستان حضرت دوست مي سايند از مشكل نبود يك مصلاي بزرگ در مركز استان بي خبر نيستند، دردي كه سالها پيش فرياد شد و در گلو ماند.

ساخت يک مصلا در خور شأن و جايگاه تنها استان صد در صد شيعه ايران اسلامي دغدغه سالهاي سال عده اي از همشهريان است كه تاكنون بر تن عريان فقدانش جامه رعناي ساخت پوشيده نشده است.

حكايت زمين غصبي آن هم قدمتي دارد بلند که بر می گردد به زمان اولين كلنگ احداثش در محله فرودگاه سابق ايلام

حالا كه سالها از آن روز مي گذرد و گنبد زيبايش از دور دلها را نويد نمازي باشكوه مي دهد شنيده مي شود صاحب زمين كه از متمولين شهر است راضي به ساخت مسجد در محدوده مايملك شخصي  خويش شده و از گفته قبلي كه ناراضي است كسي در زمين از وي غصب شده اش نمار بخواند برگشته است حال اين رضايت قلبي است يا به قول شوخ طبعي از دوستان حاصل تلاشهاي سربازان گمنام امام زمان(عج)، نمي دانم كه تنها خدا آگاه به قلوب و ضمائر بندگان است.

از قضيه زمين مصلا كه بگذريم به شنيدني ها و ديدني هاي اين روزهاي مسجد مي رسيم. نعشگي معتادان كارگري كه از استان همجوار به اين مكان آورده شده اند تا سازنده مقدس ترين بناي زمين (بيت الله) باشند و جالب تر اينكه مكان استقرار و كشيدن موادشان جايگاه آينده خطيب جمعه است. آن بالا بودن و به بالا رفتن(به قول خود حضرات اهل دود و دم) عالمي دارد كه بيا و ببين!

بد نيست بدانيد از آغاز ساخت اين پروژه بيش از ده ساله تا همين دو ماه پيش متأسفانه حتي يك سرويس بهداشتي (حتي از نوع صحرايي و بياباني) هم وجود نداشت كه براي رفع حاجت كارگران، ديوارها و فضاي اطراف مسجد آلوده به ناپاكي نشوند حال نمي دانم باران رحمت الهي كه اين روزها جاني تازه به پيكر خسته و نيمه جان طبيعت بخشيده تا چه حد به تطهير اين ديوارها پرداخته اما آنچه مسلم است و انكار ناپذير اينكه به ناچار قضاي حاجت اين بندگان خدا همين در و ديوار مسجد بوده و حواشي آن.

زيبايي ديگر اين پروژه مقدس كيفيت اجراي كار توسط پيمانكاران محترم است. از سقف ماستمالي شده كه با اندكي تكان و يا كوچكترين ضربه اي تك تك تكه هاي كارگذاشته آن فرو خواهد ريخت ( امتحانش با زدن يك تلنگر ساده كار دشواري نيست) تا ستونهاي فراواني كه به دليل ناواردي استاد رسام آن برافراشته شده بود و امروز برداشته شده اند! اين را هم شايد باور نكنيد اما با ديدن جاي ستونهاي زيادي كه سقف سنگين مصلا را نگه داشته بودند و امروز به تشخيص ديگر اساتيد و بنا به دليل ايجاد نقاط كور زياد براي نمازگزاران نسبت به مكان جايگاه و عدم رؤيت خطيب جمعه يا هر مناسبت ديگر، بريده شده و از شرف حضور در اين مكان مقدس بي بهره شده اند، ولخرجي هاي بي جا به خاطر ناشي بودن مهندسين محترم هر آزادانديشي را آزرده خاطر مي كند.

جالب تر سقف بلند اين مكان است كه به راحتي مي شد با ايجاد يك طبقه در اطراف فضاي داخلي مسجد همانند آنچه در مسجد جامع، علي ابن ابيطالب(ع)، حضرت زينب(س) و خيلي ديگر از مساجد و تكاياي شهر مي بينيم، مكان مناسبي براي نمازگزاران مؤنث به وجود آورد اما همان درد قبلي دچار اين قسمت از طراحي مسجد شده و لنگي نبود يك مهندس كاربلند، قامت اين بنا را به كژي آورده است. نمي دانم چگونه مي خواهند نصف مصلا را پرده بكشند و يا چادر و برزنت و امثال آن كه نسوان نمازگزار در حجابي مناسب به عبادت بپردازند؟ اين سقف بلند به چه كار مي آيد اگر به كارش نگيرند؟

هزينه هايي كه به علت عدم آگاهي يا ... به برخي پيمانكاران اين طرح پرداخت شده هم جاي بحث بسيار دارد. وقتي بابت اجراي بخشي از يك طرح كه شخصي آشنا و وارد به كار تخمين دو ميليون مي زند و حاضر به انجام آن است اما كار به ديگري واگذار مي شود تا با بيش از ده ميليون تومان همان كار را انجام دهد براي هر كسي اين سؤال پي مي آيد كه چرا؟؟؟

و از اين دست حاتم بخشي هاي ناشايست بايد فراوان ديده شود كه فقط چند مورد آن به ما گزارش شده است و دل آلوده ما را به درد آورده است تا دل بعضي آقايان دل پاك شاد شود!

عدم توازن پايه ها و سقف سرويس بهداشتي در حال ساخت گوشه كوچكي است از هنر مهندسين پروژه كه از پشت عينك دودي خود جهان را رنگ ديگري مي بينند و دانايان معترش را نادان و هيچ مدان!

القصه اين داستان سر دراز دارد و به نظر مي رسد حضور يك اكيپ بي طرف كاربلد براي بررسي هزينه هاي مصرف شده در ساخت اين مكان مقدس مي تواند بسياري از زواياي تاريك شبه ناك موجود را روشن سازد.

اميد است امام جمعه محترم و سازمان بازرسي و ديگر نهادهاي مرتبط با پيگيري اين گزارش كه بي شك از روي دلسوزي و آگاهي كامل همراه با مشاهده شخصي و نظر برخي متخصصان همراه بوده به واقعيت هاي موجود رسيده و اقدامات درخور داشته باشند.

___

مكمل :

گل كم بود به چمن نيز آراسته شد

چكه كردن سقف مصلا قبل از تحويل از شاهكارهاي جديد مهندسين محترم پروژه است كه در بارشهاي اخير زيبايي صداي باران را بيش از پيش دلنشين مي كند!

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-301.aspx

 
 

  سه شنبه پنجم آبان 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

هفت خوان رستم!

 
   اين مطلب رو يكي از دوستاي همشهري فرستاده. از زحمت سورناي عزيز بابت اين متن زيبا متشكرم

____________________________________


خیلی عجله دارم،مرتب گوشیم زنگ می خوره،جرأت برداشتن ندارم،خودم میدونم وقتی یک ربع دیر کردم و چند نفر لنگ اومدن من شدن ممکنه پشت تلفن چیا بارم کنن واسه همین چن تا نفس عمیق میکشم و به خودم دلگرمی میدم که نگران نباش الان می رسی!

به میدون خیام می رسم و تاکسی میاد تو سعدی شمالی،ناخودآگاه لبخند میزنم اما دیری نمی گذره که لبخنده کوفتم میشه!!تاکسی چند متر اونورتر می ایسته و میگه آخرشه!!

-آخه جرا؟؟؟پس چرا تا ته خیابون نمی رین؟؟اینجوری که باید یه تاکسی دیگه بگیرم؟؟

راننده که پیرمرد عصبی و بی دندونی هست و درست متوجه نمی شم چی میگه حالیم میکنه که چون صف تاکسی های خطی خیلی درازه و اون ته صفه باید مسافرا رو اینجا پیاده کنه!!!

جل الخالق!

حوصله کل کل ندارم،دیرمم شده،کلی راه هم باید پیاده گز کنم،خب مجبور میشم تقریبا بدوم،چون با اون شلوغی وسط شهر آژانس و دربستی هم جواب نمیده،پیاده روهای باریک اون راسته پر از خاک و نخاله‌ی ساختمون هست،یه راه باریک حدودا بیست سانتی ازش بازه که خودش غنیمته!!با احتیاط طوری راه میرم که نه خاکی بشم نه بیفتم وخدایی نکرده باعث شادی ملت نشم!مثل قهرمانهای دو ماراتن دارم از تو پیاده رو جلو میرم که یهو زیر پام تقی صدا میده و یه عالمه آب و گل و لجن می پاشه رو کفشهام!!هنر موزاییکهای لق پیاده رو و آب پاشی هر روز مغازه دارها!! صحنه‌ی فضاحت باریه،دلم میخواد گریه کنم،به سختی جلوی خودمو میگیرم و سعی میکنم به چیزای خوب فکر کنم که زن جوونی محکم بهم تنه میزنه!!عوض عذرخواهی چشاشو تنگ میکنه و با لحن سوزناکی منو به روح اجدادم قسم میده که کمکش کنم!!

من نمی دونم با اون قد رشید و چشم و ابروی مشکی و سرو وضع مرتبش چه کمکی باید بهش بکنم اینه که مثل فشنگ درمیرم از دستش،یهو یه سکانس از فیلم کلبه‌ی وحشت میاد جلوی چشمم،پسری با یه پای لخت و لنگ!!پایی که قد یه نی لاغره و انگار سوخته!!!اگه عاشق تریلر و فیلمهای وحشتناک هستید باید بگم صحنه‌ی محشریه،اما من حالم بشدت خراب میشه،چشمامو می بندم و باز میگم بیخیال،البته فوری چشامو باز میکنم چون با اون ازدحام جمعیت و سد معبر مغازه ها و این اواخر قربونش برم اون سطل آشغالهای غول پیکر که کنار پیاده رو تنگ و باریک گذاشتن هر لحظه امکان رخ دادن تصادف بیشتر میشه.

دارم به مقصدم میرسم سرکوچه دو سه تا مرغ و خروس به احترامم از جا بلند میشن،خب بهر حال بچهی کوچه‌ی اداره راه هستن،خیلی بامرامن!!!

این کوچه پیاده رو درست و حسابی که نداره هیچ،عرضشم اونقد باریک هست که فقط اندازه‌ی همون مرغ و خروسها و مالخرها جا داره،دیگه به ماشین و آدم قد نمیده،البته اگه جایی برای عبور پیدا کردی باید مرد و مردونه پاچه‌هاتو بدی بالا که تو گل و آبی که وسط کوچه همیشه جاری هست غرق نشی،و اگر هم خانوم باشید که بهتره دست از پا خطا نکنید!

چیزی به خط پایان نمونده...بالاخره از کنار قفس مرغ عشقها که خدایی تنها صفای این کوچه هستن میگذرم و میرم داخل ساختمون،جایی که باید کلی جواب پس بدم که چرا این همه دیر کردم!!

________________________

و اين داستان بي شك همچنان ادامه دارد ....

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-300.aspx

 
 

  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

خون دلها خورده ايم

 
   

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-299.aspx

 
 

  پنجشنبه دوم مهر 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

يه مترجم رايگان و با حال

 
   جوان تر كه بوديم گاهي براي ترجمه متون و سايت ها به سايت http://babelfish.yahoo.com سر مي زديم

ولي مدتيه گوگل زحمت اين كار رو كشيده

با اين تفاوت كه زبانهاي بيشتر مثل فارسي رو هم اضافه كرده

درسته كه خوب نميتونه متن رو ترجمه كنه اما بازم خيلي خوبه و خيلي كمك مي كنه

اينم آدرسش :

www.google.com/Translate

اين سايت هم ميتونه براتون متن دلخواه رو از زبانهاي مختلف به زبانهاي مختلف ترجمه كنه و هم كل يه سايت رو!

اميدوارم بتونيد استفاده لازم رو ازش ببريد

يه دعا كوچولو هم واسه ما بكنيد

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-298.aspx

 
 

  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

سلام بر مولاي مؤمنان

 
   

سلام بر امير مؤمنان، قسيم دوزخ و جنان كه اين روزها زمين و زمان  در غم فراغش گريانند

اين درد بزرگ رو خدمت امام عصر(عج) و محبين خاندان اهل بيت(ع) تسليت ميگوييم

 در دعاهايتان ما رو فراموش نكنيد كه ما نيز ...


 

 

يكي از خوانندگان محترم وبلاگ با گلچين نمودن متن قبلي، ترجيح دادن به جاي نقد كل مطلب، به يه عبارت داخل پرانتزي من گير بدن. لازمه به اطلاع ايشون برسونم در خصوص اينكه مانتو پوشيدن حتي به صورت پوشيده رو هم قبول ندارم سواي اينكه يه نظر شخصي بوده و نه فقهي! دلائلي دارم كه بد نيست شما هم بدونيد

ما شيعيان معتقديم هنگامي كه امام زمان (عج) ظهور مي فرمايند چنان تغييراتي در جامعه اعمال مي كنند كه بعضيا فكر مي كنن ايشان دين جديدي آورده در صورتي كه دين واقعي اسلام كه آلوده به زوايد و انحرافات بسيار شده رو اصلاح مي فرمايند

و نيز ما شيعيان معتقديم كه برترين بانوان عالم حضرت زهرا(س) است و قول و فعل ايشون براي مردان و زنان شيعه حجته. وقتي ايشون چادر رو به عنوان حجاب برتر و رنگ مشكي رو به عنوان رنگ برتر براي اين پوشش انتخاب مي كنن لابد بهترين گزينه رو انتخاب نموده اند نه يه گزينه چون ساير گزينه ها و با همون ارزش ديني!

به نظر شما هنگام ظهور امام عصر(عج) ايشان سنت و سيره پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و حضرت زهرا(س) رو  ترويج مي كنند يا آنچه امروزه در مقابله با آن سيره و گفتار و كردار انجام ميديم؟

پوشيدن مانتوي پوشيده، بدون شك بهتر و برتر از بدحجابي و پوششهاي جلف رايجه اما قطعاً چادر مشكي سنگين و متين!. نه اون چيزي كه امروزه بعضيا به تن مي كنند كه مفسده اش بيشتر از نپوشيدنشه

چادرهاي شيشه اي بدن نما كه لباس زيرش با رنگ اون با وضوح تمام قابل مشاهده است. آيا اين چادر حجاب است؟ آيا اصلاً به چنين پوشش مفسده انگيزي چادر و يا حجاب ميگن؟ آيا تعريف حجاب، در پوشش امن قرار دادن حجم و ظاهر بدنه يا آشكار نمودن اين دو؟

خانم محترمي هم كه به اين نوشته ايراد گرفتن: وظيفه ما اطلاع رساني بود در خصوص حجاب اسلامي. شما مختاريد هر جور كه صلاح ميدونين بپوشيد

و اما در خصوص آقاي احمدي نژاد؛ همه بدونن ما نه ايشون رو معصوم مي دونيم و نه بري از خطا و اشتباه. ليكن معتقديم بنابر موضع گيري هاي رهبر معظم انقلاب درباره ايشون و دستاوردهاي دولت نهم، يكي از شايسته ترين رؤساي جمهور اين انقلاب هستند و مادامي كه در راه پاسداشت ارزشهاي امام و انقلاب و در خط رهبر و دفاع از محرومين در مقابله با زر و زور و تزوير هستند براي ما محترمند و لاغير!

وجود عكس رئيس جمهور يه كشور در عنوان وبلاگ يه هموطن جه ضربه مهلكيه كه بعضيا اونو بر نمي تابند؟

و حكايت تلفن همراه؛ بنده نگفته ام تمام افراد جامعه ما چنين مشكلي دارن اما ديده و مي دونم كه خيليا به اين معظل آلوده اند. حضرات همكلاسي، هم دانشجوي بنده نبودن بلكه به دليل خاصي در يه كلاس سه روزه همدرس شديم. اين اشكال نه فقط مخصوص يه كلاس يا يه دانشگاه بلكه معظلي اجتماعي و يه ناهنجاريه كه در جاهاي مختلف جامعه قابل مشاهده است. من فقط برخي موارد رو در متن قبلي ذكر كردم

انكار اين موارد هم دردي رو دوا نمي كنه. پيشنهاد من رايزني دوستان در خصوص يافتن درماني برا اين درد و كمك در ساختن  فرهنگ استفاده صحيح از تلفن همراهه نه سرپوش گذاشتن بر آن

و نكته بعدي اينكه دوستان مجازند برداشت خودشونو به نگارش دربيارن خواه فرهنگي باشه و خواه سياسي. فقط مراعات ادب در گفتار (و نوشتار) تنها خواست ماست. پذيراي انتقادات و پيشنهادات شما هستيم. همچنين چنانچه مطلب قابل ارائه اي جهت درج در وبلاگ داريد به ايميل MyCityisiILAM@Yahoo.com ارسال فرماييد تا در صورت امكان نسبت به درج آن اقدام نماييم. و چنانچه فكر مي كنيد ميتونيد ياور ما در راه خدمت به استان و ميهن باشيد اعلام كنيد تا يه نام كاربري براي شما ايجاد كنيم كه خودتون مطلب در وبلاگ درج كنيد.


با تشكر از همه خوانندگان محترم 

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-297.aspx

 
 

  سه شنبه هفدهم شهریور 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

ف مثل فرهنگ

 
   

چند روز پیش در محضر یکی از اساتید بودیم و البته در کلاس درس.

صحنه هایی رو دیدم که برام قابل قبول نبود. هر از چند گاهی صدای آهنگ موبایل یکی از حضرات همکلاسی، رشته کلام استاد رو قطع میکرد و صاحب گوشی بدون در نظر گرفتن شان کلاس و استاد، حتی بدون خروج از کلاس درس، شروع به مکالمه می کرد. شاید فکر می کنید لابد آرام صحبت می کرده که مزاحم سایرین نشود اما باور بفرمایید طوری بلند صحبت می کردند که دیگر صدای استاد به گوش نمی رسید. ایشان به ناچار سکوت می کردن تا افاضات حضرات خاتمه پیدا کنه و ادامه مباحث از سر گرفته بشه. شما جای من بودین چه عکس العملی نشون می دادین؟

وقتی حسابی کلافه شدم تنها کاری که از دستم بر میومد این بود که با یه کاغد نوشته از استاد بخوام که به دوستان تذکر بده که یا گوشی ها رو بی صدا (سايلنت) کنن و جوابگویی رو برای بعد کلاس درس بذارن و یا اینکه حداقل برای جواب تماسها به بیرون از کلاس مراجعه کنن.

استاد برگه رو خوند اما هیچی نگفت. فهمیدیم لابد اولین باری نیست که ایشون با این حرکات مواجه میشه. حتما قبلا تذکر داده و وقتی آبشون توی هاون خسته شده! از بیان تذکر منصرف شدن.

به هر حال امثال این حرکات غیرفرهنگی رو خیلی جاها میشه دید. بیمارستانها، جلسات، مراسمات ملی و مذهبی، در مساجد و حین نماز جماعت و ...

جالب اینجاست که معمولا در اینگونه مکانها نوشته ای مبنی بر خاموش کردن دستگاه موبایل هم درج شده اما ...

اما وقتی بعضی ها می گویند برداشتن فاصله فرهنگی بین جوامع، امری است زمان بر و نیازمند به مدیریت قوی ، ناله برخی بلند می شود که چرا تبعیض قائل میشید و بعضی ها رو برتر از دیگران می دونید و از این دست انتقادات بدون پشتوانه علمی .

حکایت موبایل یا همون تلفن همراه منحصر نیست، نحوه پوشش جامعه نیز همین آش و همین کاسه است. اونجوری که توی شهرای دیگه مثل پایتخت ( که چند سالی اونجا بودم و امیدوارم حمل بر کلاس نذارید فقط میخوام بگم اطلاعاتم واقعیه! ) بودم و دیدم روند بدحجاب شدن جامعه آهنگ کند و آرامی داشته و از ۴ تا موی سر بیرون اومده شروع شده و به پوشاندن فقط ۴ تا مو رسیده. این فرایند زمانی بیش از ۳۰ سال رو طی کرده اما توی شهرای کوچیک مثل ایلام ما (متاسفانه) به دلیل جو خاصی که حکمفرما بوده تا حدود ۱۰ سال پیش تقریبا تمام دخترای شهر چادری بودن، بعد از آزادی های دوم خرداد ۷۶ ( این تیکه رو سیاسی نکنید لطفا و فقط با دید فرهنگی بررسی کنید) روند برداشتن چادرها در شهر شروع شد و در اندک زمان (شاید کمتر از۵ سال) الان شهر ما وضعیتی مشابه همون شهرای بزرگ رو داره یعنی درصد مانتو پوش ها اگه بیشتر از چادری ها نباشه کمتر هم نیست!

و این یعنی فاجعه فرهنگی!

و لطفا باز هم سریع آتیش نگیرید که آقا مانتوی پوشیده چه ایرادی داره و ...! منظورم بد بودن مانتو نیست (گرچه بد هست!) منظور تغییر سریع فرهنگ پوشش جامعه به دلیل کم ظرفبت بودن جامعه و عدم آمادگی پذیرش تغییرات بلندمدت فرهنگیه.

تا گفتن آزادی یه عده سریع پوششهای سنتی و دیرینه خودشونو گذاشتن کنار و مثلا باکلاس شدن!

باید پذیرفت این ضعف فرهنگی جامعه و کوچ از فرهنگ سنتی به فرهنگ مدرن، باید با نظارت بیشتر و بستر سازی فرهنگی مناسب انجام بشه تا به این سرعت شاهد خودباختگی و بی ظرفیتی افراد جامعه نباشیم.

از موبایل به مانتو رسیدیم، شاید بی ربط! اما از منظر فرهنگی کاملا مرتبط.

معتقدم برخی نظارتها و سخت گیری ها برای برخی جوامع لازمه تا شاهد این وقایع تلخ در جوامع سنتی تر نباشیم.

می دونم این نوشته باعث سیل تهمت و افتراهای دوستان! علیه بنده خواهد شد اما چون گذشته پذیرای انتقادهای همه هستیم ولی نه در شان خود و نه خوانندگان می دانم که نظرات انتقادی در قالب فحش و ناسزا بیان بشه.

به امید فردایی روشن تر از امروز و دیروز

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-296.aspx

 
 

  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

خجسته باد این بزرگ عید آل علی(ع)

 
   

امروز سالروز میلاد بزرگ منجی عالم است، آنکه مژده آمدنش رو تمام ادیان الهی دادن.

به امید زیارت جمال نورانیش در روزی که ندای انا المهدی اش دل کفر را به لرزه در می آورد و دل منتظران را غرق در شادی و سرور می کند.

نورافشانی رخسار ماه گونه اش بر منتظران ظهورش مبارک باد

امام زمان(ع) در پاسخ به نامه اسحق بن يعقوب فرمود : « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله (علیهم)؛ در حوادث واقعه به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، چرا كه آنان حجت و نماينده من ومن حجت خدا (بر آنان) مي باشم.»

بنا بر نظر مرحوم آیت الله نائینی، امام راحل (ره)، آیت الله منتظری و خیلی دیگر از علمای شیعه، در حکومت اسلامی تشکیل شده در زمان غیبت که مجتهدی عالم بر راس آن تکیه داده باشد، اطاعت از ایشان به منزله اطاعت از امام عصر(عج) و بر همگان واجب عینی است. ایشان به همین حدیث استناد می کنند و چنین شخصی را حجت امام عصر (عج) بر مسلمانان می خوانند. ( بگذریم که عالم آخری کاری کرد که شعارهای ۴۰ میلیونی «منتظري نستوه محافظت بفرما» تبدیل به انزجار بیش از ۴۰ میلیونی شد)

امروز در غیاب امام راحل(ره) که بنیانگذار حکومت اسلامی ایران بودند و آرزوی بیش از هزار ساله اهل بیت(ع) را به واقعیت رساندند، مردی دیگر بر عرصه رهبری این حکومت تکیه دارند. مردی از همان سلاله، با همان دیدگاهها و قطعاْ با همان حجیت که امام راحل(ره) داشتند.

امروز کاندیدای دیروز انتخابات ریاست جمهوری دهم، در مصاحبه با بیگانه ها، حکومت اسلامی را تهدید به حوادثی می کند که در راه پیمایی های روز قدس، ۲۲ بهمن، ۱۳ آبان و ... پیش می آید!

امروز یار دیرین امام، رو در روی رهبر انقلاب به سفر شمال می رود تا نبیند رهبر انقلاب حکم تنفیذ ریاست جمهوری ایران اسلامی را به مردی می دهد که ۴ سال با ثروت اندوزی امثال ایشان مقابله کردند. به مراسم تحلیف نمی رود تا شاهد عزت و افتخار منتخب مردم نباشد!

امروز رئیس جمهور اسبق ایران تمام توان فکری و انسانی خود را برای به آشوب کشاندن ایران اسلامی بسیج نموده و گستاخانه رای ملت ایرانیان را زیر پا می گذارد!

امروز مجلس نشین دیروز عمامه از سر کنده و به ترغیب آشوبگران می کوشد!

و امروز روز سختی است! روز امتحان است. روز امتحان الهی برای پذیرش نظر حجت حجت خدا بر زمین است. آنانکه در این جریانات نمره رد گرفتند باید ضمن توبه به درگاه الهی، از امام عصر (عج) بابت این کوتاهی عذرخواهی کنند.

ما اطمینان داریم همان کسی که طوفان طبس را برای آمریکاییها به پا داشت، همان کسی که توطئه پادگان نوژه، توطئه جماران و هزاران توطئه فاش شده و نشده دیگر علیه این انقلاب را به نابودی کشاند همان کسی است این همه آشوب و بلوا و این کودتای نافرجام را به سقوط و رسوایی کشاند.

ما اطمینان داریم که همان کس این کشتی طوفان زده را به ساحل امن پیشوازی حکومت جهانی مهدی موعود (روحی و ارواح العلمین لتراب مقدمه الفداء) خواهد رساند.

یا مولای یا حجت ابن الحسن،

 انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه.

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-295.aspx

 
 

  جمعه شانزدهم مرداد 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

اين همه برادر !

 
   نمي دونم اينا همه شوهر و داداش  اين خانوم هستن. يا اين خانوم شوهر و داداش نداره ؟!

ايشالا همشون محرم هستن !!!

 

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-294.aspx

 
 

  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر

 
   

آنچه در پی می آید مطلب و تصاویری است که یکی از دوستان معتکف امسال در مسجد جامع ایلام برام فرستاده و ازم خواسته که تو وبلاگ قرار بدم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بسم رب المهدي

با عرض سلام. يكسري مطالب (يا بهتر بگم) مشكلات از اعتكاف امسال رو در نظر دارم گفتم بدم خدممتون هرجور كه خودتون صلاح دونستيد بزاريد تو سايت

اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر

شب اعتكاف شروع شد و مثلا اومده بودن كه سفت و سخت بگيرن و فقط افرادي كه از قبل از اعتكاف ثبت نام كرده بودند رو راه بدن ولي يكي از همون افرادي كه بدون كارت و بدون ثبت نام رفتيم داخل من بودم و تعداد افراد ديگه كه بدون كارت اومده بودن داخل و رفتن تو.

 به لطف زحمتاي دوستان همون شب اول يكسري از معتكفين نتونستن سحري دريافت كنن ( يا اينكه سحري بهشون ندادن)‌يا هر جور ديگه كه دوست داريد فكر كنيد ....  و خودشونو واسه يك روز روزه بدون سحري آماده كردن و هيچ كس هم صداش در نيومد.

 از همون شروع روز اول با يكسري مشكلات مواجه بوديم اعم از اينكه يك بلندگو بالاي سر بنده و برخي از دوستانمون بود و تعدادي كه خودشونو خادم مسجد ميدونستن اونو مدام روشن ميكردن ( البته فقط كار بلندگو پيج كردن بود) و اينكه همين دوستان عزيز تو روزه خواري جلوي برادراي معتكف كه روزه بودن چيزي كم نذاشتن ... برنامه هاي اجباري آموزش قرآن هم كه بماند همچنين چندتا از پنكه هاي سقفي ايراد داشتن و صداشون گوش آسمونو كر ميكرد و ما بايد 24 ساعته اونا رو تحمل ميكرديم و راهي هم نداشتيم.

 اينا همه قابل تحمل بود البته نبايد از زحمات بي دريغ دوستان از سرويس هاي بهداشتي شكايت كرد و جاي تشكر هم داره ولي متاسفانه با وجود اينكه مسجد امكانات حمام داره ولي متاسفانه حاضر نشدن آب گرم  رو فراهم كنن و بعضي از معتكفين مجبور بودن با همون آب سرد حمام كنن.

 اعلام شده بود كه امام جماعت اين 3 روز آقاي رضايي نيا است كه در همون شب اول امام جمعه محترم تشريف آوردن و بدون اينكه حتي يك تعارف كوچك بكنند به اقامه نماز مشغول شدند.

 شب دوم هم به همين منوال ولي با اين تفاوت كه اين شب از طرف صدا و سيما براي گرفتن فيلم از نماز جماعت يك گروه آمده بودن كه بماند با اين زبان روزه و شكم هاي گرسنه بايد جلوي دوربين ها نماز ميخوندنو امام جمعه محترم شهر كه نماز پنج دقيقه اي رو تا ده دقيقه ادامه دادند.

 اين شب هم تمام شد تا اينكه روز سوم يا بهتر بگم روز ...... ( خواستم بگم سياه دلم نيومد) تا ظهر ما تو طبقه پايين بوديم و گفتن كه شب افطار مهمان امام جمعه هستيم همه خوشحال شدند و گفتيم نمرديم و پاي سفره كرم امام جمعه هم نشستيم.

ساعتاي 11 ظهر به بعد بلندگو فعاليت بي دريغ خودش رو شروع كرد و همش ميگفت كه معتكفين وسايل خودشونو جمع كنن تا ما بتونيم اينجا رو تميز كنيم و مقدمات شام رو آماده كنيم (حالا شما در نظر بگيريد ما بايد بعد از نماز ظهر طبقه پايين رو ترك ميكرديم و تا نماز مغرب حق نداشتيم برگرديم) (تقريبا چيزي حول و حوش 8 ساعت) ( اين نكته رو واسه عزيزاني كه نيومدن بگم كه طبقه بالا ويژه عبادت و پايين براي استراحت در نظر گرفته شده بود) بعد از نمازاز ساعت 2 تا ساعت سه ما شروع به انجام اعمال ام داوود كرديم. بعد از اون دوستان گرامي شروع كردن به خوندن بقيه اعمال كه همون قرآن خوندن هست و تا ساعت 6:30 دقيقه اين بلندگو با صداي بلند تو گوش معتكفين به اصطلاح قرآن ميخوند كه خدا ميدونه چقدر ما اذيت شديم و خدا از باعثان و بانيان اين كار نگذره ( اين نكته رو هم بگم كه تو اين سرو صدا نه ميشد بخوابي و نه اينكه اجازه داشتيم بريم پايين) بعد از اون اعمال قسمت نهايي اعمال كه همون دعا بود انجام شد كه هنوز به آخرش نرسيده بوديم (نزديكاي ساعتاي 8) امام جمعه محترم شهر اومدند و به ايراد سخنانشون پرداختند ( حالا شما تصور بكنيد با زبان روزه از ساعت 3 تا 9 شب يكسره بلندگو با صداي بلند براي شما بخونه چه حالي به شما دست ميده) بعد از اين همه آزار يا بهتر بگم شكنجه وقت نماز فرا رسيد كه نميدونم چه جوري بود اين دفعه هم از صدا و سيما دوستان گرامي تشريف آورده بودن حالا نوبت شام رسيده بود وهمه با ذوق و شوقي رفتيم پايين كه ببينيم چه پذيرايي از ما ميشه اونم با 8 ساعت وقت كه اونجا رو آماده كرده بودن

 اونقدر من از دست اين كار ناراحت شدم كه ديگه دوست ندارم هيچ توضيحي بدم و فقط اميدوارم عكس ها كاملا گوياي اين شكنجه و اذيت روحي و جسمي باشند و اميدوارم كه مسئولين اين شهر حتي به اندازه سر سوزني هم كه شده بدونن اين جوانان شعورشون و ارزششون از اينا خيلي بالاتره كه بخوان اين طور دست انداخته بشن و مورد تمسخر و شكنجه قرار بگيرن

 من خودم به شخصه ديگه حاضر نيستم سال ديگه به اعتكاف برم حتي اگه قرار باشه با صالح ترين افراد تو اين جور جا و فضايي معتكف بشم و سر يه سفره غذا بخورم.

 به قول گفتني من دوست نداشتم اين مطالب بيان بشه ولي دوست دارم اين آيه رو بلند با هم فرياد بزنيم

 لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظُلِمَ

 به اميد سرافرازي ايلام و ايلامي

 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-293.aspx

 
 

  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 نويسنده : گمنام |  

 

 

يادت نرود بي بي جان

 
   
سلام بر زينب و صبر عجيبش ...
سلام به بانوي قد خميده اي كه  ثارالله است و انتقام خون حسينش در مجلس شام گرفت!
سلام ما به  نماز شبش، به  سكوت غمش، به صبر جمليش، به نواي حزينش  ...
زينب جان! به خدا غمت بزرگ است بر زمين و آسمان، تاب از كف هر محب حسيني مي برد.
عمه سادات فرداي محشر چشم ما به عنايت تو از پس پرده بر گريه كنان حسين غريب توست. وعده ما صحراي سوزن محشر ...
يادت نرود بي بي جان
 
     
 

لينك مطلب : http://ilamcity.blogfa.com/post-292.aspx

 
 

  چهارشنبه هفدهم تیر 1388 نويسنده : گمنام |  

 
 

.: عناوين 20 مطلب اخير :.

مصلای شهر ایلام!
هفت خوان رستم!
خون دلها خورده ايم
يه مترجم رايگان و با حال
سلام بر مولاي مؤمنان
ف مثل فرهنگ
خجسته باد این بزرگ عید آل علی(ع)
اين همه برادر !
اندر حكايت اعتكاف ايلاميان در مسجد جامع شهر
يادت نرود بي بي جان
یکی دیگر از افتخارات آقای میرحسین موسوی !!
موسوي! راهي كه مي روي به ناكجاآباديست
جوابيه اي براي دوستان
الگوی ریا و دروغ در ایران کیست؟
وين سر شوريده باز آید به سامان غم مخور
عروج مردي تا خدا
مقصر كيست؟
شهادت قسمت ما مي شد اي كاش ...
عيدتون مبارك
نوستر داموس و آينده جهان

 

 
 

.: درباره وبلاگ :.

مي نويسم چون نوشتن را وظيفه خودم مي دانم. نوشته هايم گاهي تلخ و گاهي شيرين اند، اما هدفم خنداندن يا گرياندن كسي نيست. ياري خداوند و علاقه ام به شهرمظلومم پشتوانه كارم است و نظرات و مطالب شما نيز هم!

.: پيوندهاي روزانه :.

.: پيوندهاي دوستان :.

ايلام، سرزمين ناشناخته ها
دفتر مشق
سرزمين كوهستان
يادداشتهاي الكترونيك من
موسسه شهيد تدين
غريبه اي در مه
بهتر ببين
محبان علي بن ابيطالب(ع) ايلام
راز مقبره
مشترك مورد نظر
نقطه سر خط
كيميا
يادداشت من
شركت فني مهندسي پارس كليك
شاهورديخان
شعر نو
سورنا
تارستگاری فقط یک کلیک
دیدنیهای استان ایلام عروس زاگرس
فيزيك مدرن
اوقات شرعي همه استانها
وضعيت جوي هواي استان ايلام
هويزه : کربلاي ايران
ایلام حساب
محبان مهدی (عج) دهلران
دوكوهه
فرهنگ
دهلران امروز
جامعه شناس ايلامي
دانلود فيلم از سايت youtube.com
پخش كننده فايلهاي فلش (FLV)
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 1
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 2
سايت دانلود آپديت هاي ويروس كش مكافي 3 - جديد
آپديت آنتی ویروس مک آفی
یادداشت های یک نسل سومی
ايلام حقوق
یادداشت های شخصی محمود احمدی نژاد
دره شهر
فرهنگ عشاق
تلاطم
جنبش دعوت از احمدي نژاد
حضرت ولی عصر(عج)
طنز استان ايلام
باز باران با ترانه ...
 

 

Copyright © 2006 All Rights Reserved by ilamcity.Blogfa.com